ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )
44
شرح نهج البلاغة ( فارسي )
را از آن حضرت مىشنيدند كه داراى دو وجه بوده است ، يكى خاصّ وديگرى عامّ ، وشنونده توجه به اين كه يكى از آنها مخصّص ديگرى است ، نداشته است ، ويا اين كه تنها سخن عام را شنيده وتخصيص دهندهء آن را كه بعدا صادر شده ، نشنيده است ولذا آن را به معناى عامّش نقل مىكند واز معناى واقعي آن كه خاصّ است بىخبر است ، ويا أصل سخن عام است ولى أو آن را منحصر به موردى خاص مىداند وجز در آن مورد خاصّ به آن عمل نمىكند ومردم از أو پيروى مىكنند . ( 50294 - 50257 ) وليس كلّ أصحاب رسول اللَّه . . . ، اين جمله پاسخ پرسش تقديرى است ، گويا چنين سؤال مىشود : با اين كه أصحاب واطرافيان پيامبر أكرم زياد بودهاند وأو نيز با ياران خود در بيان حديث بسيار بردبار ومتواضع بوده است پس چرا در گفتار آن حضرت به اشتباه افتادهاند ؟ امام عليه السلام در پاسخ مىفرمايد كه : براي تمام آنها امكان توضيح خواستن وسؤال كردن نبود واحترام وعظمت آن حضرت بسيارى را از اين كار باز مىداشت ، وحتى مىخواستند وانتظار مىكشيدند كه ديگرى يا مسافري از راه دور بيايد وسؤالي مطرح كند تا پاسخ آن را بشنوند واستفاده كنند وبراي آنها نيز باب سؤال باز شود ، اما راجع به خودش ، توجه مىدهد كه در سؤال وتوضيح خواستن از تمام مسائل مشكل كوشش فراوان داشته وپاسخها را دقيقا حفظ مىكرده است ، تا اين كه مردم براي درك فضيلت وكسب نورانيت به أو مراجعه كنند .